تبليغاتX
غور باستان The Ancient Ghor

ولایت غور

     
   
استان غور تقریباً در مرکز جغرافیایی افغانستان و در میان استان‌های بامیان، اروزگان، جوزجان، فاریاب، بادغیس، هرات، فراه و هلمند قرار دارد. مرکز این استان شهر چغچران است. مساحت آن  ۳۶۴۷۹ کیلو متر ودرسال۱۳۸۶ جمعیت آن به ۶۴۵۰۰۰ نفر بالغ می‌گردد. غور که در چار چوب اداری هرات قرار داشت، در سال ۱۳۴۲به عنوان استان جداگانه تشکیل و شهر چغچران به عنوان مرکز آن تعیین گردید. این استان دارای شش منطقه اداری به نام های: پسابند، تولک، تیوره، ساغر، شهرک و لعل و سرجنگل می‌‌باشد. در سال ۱۳۵۷ تعداد مدارس در این استان به ۱۴۱ باب می‌رسید که در شش باب آن دختران آموزش می‌‌دیدند. تعداد آموزگاران و کارمندان آموزش و پروش در غور به ۶۸۹ نفر می‌‌رسید (شمار تمام آموزگاران و مأمورین دولتی در استان غور از ۱۰۷۰ نفر در نمی‌گذشت) و مدارس، حدود ۲۰۰ نفر آموزگار کمبود داشتند. شمار شاگردان همه مدارس در غور به حدود ۱۶ هزار نفر می‌‌رسید و درصد باسوادان این منطقه به رقم پنج بالغ می‌گردید. در غور معادن سرب، سیماب، نمک و همچنین آهن، زاک، زمج و طلا وجود دارد. عمده‌ترین مشغولیت مردم را کشاورزی و دامداری تشکیل می‌دهد. تعداد گوسفندان حدود سه میلیون رأس برآورد می‌شود و فرآورده گندم بیشتر از ۶۰ درصد نیازهای مردم را رفع نمی‌نماید. زبان مردم استان غور فارسی با گویش محلی است. در زمینه گویش فارسی غور تاکنون هیچ پژوهشی انجام نشده‌است. می‌توان میان ویژگی‌های گفتاری تحصیل‌کرده‌گان که زبان کتاب و مدرسه در آن‌ها نفوذ نموده و مردم عادی و محروم از سواد، تا جایی فرق قائل شد، لیکن به طور کلی، لهجه غور فرق‌های فاحشی با زبان معیار کشور و گویش کابل دارد. نام غور، تلفظ دیگری از واژه فارسی «گَر» به معنی کوهستان است. [ویرایش] تقسیمات استانی ـ چغچران مرکز غور ـ ولسوالی تولک ـ ولسوالی شهرک ـ علاقه داری ساغر ـ ولسوالی تيوره ـ ولسوالی پسابند ـ ولسوالی لعل و سرجنگل _ولسوالی دولتیار _ولسوالی چهارصده _ولسوالیدولینه _ولسوالی ساغرعلاقه داری نبود بلکه ولسوالی است

+ نوشته شده توسط نعیم تیمن Naeem Taiman در 2008/2/20 و ساعت 3 بعد از ظهر |

   Click for Full Size View
+ نوشته شده توسط نعیم تیمن Naeem Taiman در 2008/2/20 و ساعت 2 بعد از ظهر |

محیط :

محیط : عبارت ا ست از جمع عوامل وعناصر است که مارا دربرگفته وبر ما اثر می کند وبر این اساس آنچه که برما اثر ندارد بیرون از ساحه محیط ما است .

انواع محیط:  1 – محیط طبیعی یا جغرافیائی 2 – محیط فرهنگی 3 – محیط ا جتماعی

 

1 – محیط طبیعی یا جغرافیائی:

 محیط جغرابیائی که آنرا محیط طبیعی یا فزیکی هم می نامند عبارت است از اقلیم ، آب وهوا وساختمان فزیکی که ما برروی آن زندگی می کنیم این محیط برما ومابر آن موثر می باشیم وباید آن را حتی الامکان به طوردلخواه تحت تسلط واقتدار خویش درآوریم ودر آن تحولات لازم راوارد کنیم اینجاست که زمین های بایر را به مزارع تبدیل نموده وآبهای خروشان را تسخیر کرده ایم واز آن به نفع خویش استفاده می نمائیم ودر برابر گرما وسرما آمادگی می گیریم.

 

2 – محـیط فـــــرهنگی:

محیط فرهنگی شامل تمام عناصری است که فرهنگ مارا ساخته است وبااستفاده از این سیستم یانظام زندگی می نمائیم ولذا اگر بخواهیم فرهنگ را تعریف نمائیم باید گفت: آنچه که ساخته دست ودماغ انسان است عبارت از فرهنگ است وفرهنگ دارای دو بعد می باشد. بعد معنوی و بعد مادی .

 

3 – محیط ا جتماعی:

محیط اجتماعی مبداَ ومنشاء آن فرد است واز روابطی مانند زناشوهری ورفاقت ودوستی آغاز یافته وبه تشکیل جمعیتهای خرد وبزگ تاجوامع بشری امتداد می یابد . محیط اجتماعی به اعتمال وکردار ما نفوذ زیادی دارد.

+ نوشته شده توسط نعیم تیمن Naeem Taiman در 2008/2/20 و ساعت 11 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


www.jame-ghor.com