تبليغاتX
غور باستان The Ancient Ghor


اداره و منجمنت
تاريخ: پنجشنبه ۹ سنبله ۱۳۸۵
موضوع: آریانانت

Management
 اداره

  اداره از نظر لغوی به معنی گرداندن، چرخاندن، دوردادن، روبراه ساختن امورمهم و نيز اصطلاحاً محلی که در آنجا کارهای معينی با اهداف مشخصی انجام داده می شود.

   اداره ممکن است دارای چندين شعبه و شاخه باشد که در رأس آن يک نفر مدير قرار می گيرند.  

مدير

اداره کننده و گردانندۀ امور يک مجموعهء کاری را گويند.
چه اين اداره کوچک باشد و يابزرگ در سطح يک وزارت خانه.

مديريت

اين اصطلاح نيز از دو صفت کاری و ظرفيتی برخوردار می باشد، مثل:
محل کار يا دفتر اداره که مدير و همکارانش در آن  کار وفعالطت می نمايند.
خوب اداره کردن سلسله کارهای جمعی را با تدابيردرست مديريـت می گويند.

 اما توضيح بيشتر:  

    دانشمندان و جامعه شناسان جهان از اداره و منجمنت تعريف ها و برداشت های مختلفی ارائه داشته اند که ما در اينجا تلفيقی از نظريات شان را بطورخلاصه بيان می کنيم:

   اداره يا منجمنت عبارت از پيشبرد منظم و دقيق پروسهء طرح کاری در يک محيط يا يک دائره که درآن افراد به صورت دستجمعی، همآهنگ و متشکل برای يک هدف مشخص و مشترک باهم کار می کنند و تلاش می نمايند تا امورمحوله را به طور سالم ومؤثر انجام دهند.

   مدير، منيجر و اداره کننده را نيز کسی می دانند که با تدبير و تدبر خود به نحو شايسته و بايسته ای کارهارا با برنامه ريزی های مؤثر، استقامت بخشيده و نيروها را نيز به شکل دقيقی هدايت ورهبری نموده و نسبت به مردم و ارباب رجوع نيز صادقانه ارائهء خدمت، انجام وظيفه و ادای مسئوليت می نمايد.

 وظايف يک مديريا منيجر


    1 – رهبريت مؤثر اداره،
    2 –  تنظيم درست و ترتيب ساختار اداره،
     3  –  جذب و توظيف پرسونل و به کار گماری آنان،
    4 – ارائهء طرح  وپلان کاری برای اداره
   5 – کنترول و نظارت بر نحوهء اجرای کارها.
 
صنف بندی


   اگر ما يک وزارتخانه را در نظر بگيريم، اداره کنندگان آن را می توان به سه کتگوری ذيل تقسيم کرد:

   1 – در کتگوری اول شخص وزير ومعينانش قرار می گيرند که وظيفهء رهبری و پاليسی سازی وزارت خانه را به عهده داشته، فعاليـت ها و استقامت های کاری تمام بخش ها را تحت نظارت وکنترول  قرارمی دهند.

   2 –  در کتگوری دوم يا متوسط کسانی قرارمی گيرند که دررأس بخش های وزارت خانه مؤظف اند، مثل رؤساء، مديران عمومی و آمرين شعبات.

   3 – باقی مامورين و کارمندان پائين رتبه، در کتگوری سوم قرار می گيرند.
   همچنين است در سائر ادارات کوچکتر که يک رئيس و يا در ادارات و مجموعه های محدودتر که يک مدير در راس اداره قرار می گيرد.

  خصوصيات يک مديريا  منيجرموفق


   يک اداره کننده يا منيجر خوب بايستی دارای مهارت ها، کاربردها و خصوصيات ذيل باشد:

   1 – داشتن قدرت طرح پلان خوب برای انجام  امور محوله،   وارد بودن به مهارت های تخنيکی، تجارب مسلکی و سازماندهی اداره و داشتن قدرت، شهامت و دقت در اخذ تصاميم مؤثر، معقول، منطقی و بموقع در استقامت های کاری و وظيفوی.

   2  –  توانمندی پاليسی سازی سالم، اتخاذ ستراتيژی دقيق و بوجود آوردن يک سيستم اداری فعال و پويا با ساختار مناسب و پايدار در اداره.

   به نحوی که اگر مثلاً شخص وزير يا مديری که دررأس قرار دارد، برای مدتی به مسافرت برود، در غيبت او سيستم کاری آن اداره به اختلال و سکتگی مواجه نگردد و کارهای محوله طبق روال عادی ادامه پيداکند.

  3 –  به کارگماری درست پرسونل طبق استعدادهای آنان در استقامت های کاری شان و اتخاذ برنامه های آموزشی و تشويقی،  برای ظرفيت سازی و شگوفائی مهارت های کليه کارمندان بدون هرگونه  تبعيض.

   4 – داشتن مهارت های لازم در بهره گيری سالم از نظريات معقول و مشاورت های فکری و تحليلی متخصصين آگاه و کارشناس در جهت پيشبرد امور.

   5 – ايجاد روحيهء اعتماد سازی بين تمامی پرسونل و برقراری رابطه های عاطفی، صادقانه وغيرمتعصبانه با آنان و درعين حال رغبت نشان ندادن به خبرچينی های اشخاص مغرض، غيبت و شکايت يک يا چند کارمند نسبت به کارمندان ديگر.

   6 – اتخاذ سلوک و نيت نيک، انسانی و حسن خلق نسبت به همهء کارمندان.

    7 – نشان دادن و به اثبات رساندن صداقت، صراحت، شفافيت، شهامت، فسادنا پذيری، ميزان دقت، قدرت تشخيص و رجحان بخشيدن ضوابط بر روابط در همهء امور و سپردن کار به اهلش.

   8 – برخورد های مدبرانه، آگاهانه، با صبر، استقامت و حوصله مندی با مسائل و مشکلات روز مره.

   9 – قدرت تشخيص و شناخت نيازهای عاجل و ضروری کارمندان و تلاش در جهت رفع آن ها.

  10 –  قدرت تشخيص و ارزيابی توانائی ها وهمچنان کشف نقاط ضعف و قوت کارمندان و اتخاذ روش مؤثر و تشويقی جهت ايجاد انگيزهء کار در آنان.

   11 – ايجاد سهولت های کاری برای مراجعين در اجرای کارها و مشکلات شان.

   12 – پرهيز از سخت گيری های پيچيده، غيرضروری و فساد انگيز بيوروکراتيک و کاغذبازی های تخلف آفرين، ضايع کنندهء وقت وزمينه ساز رشوه ستانی هاو ناراضی تراشی ها.

   زيرا سيستم های فرسوده وسنتی بيوروکراسی در اين کشور زجر کشيده، تا حال نقايص و عوارض سنگينی را برای مردم ما در برداشته و جامعه را از پيشرفت، ترقی و تکامل بازمانده است.

افغانستان و بحران مديريت


   اگر ما چشم انداز کوتاهی به ايام گذشتهء کشور خود داشته باشيم، با يک نگاه گذرا می بينيم که حاکميت های سياسی و نظام های اداری کشورما، خصوصاً در سه دههء اخير، همواره در تغيير و تحول بوده و هيچ همخوانی با اوضاع پيچيدهء جهان نداشته است.

   باتغيير رژيم های گوناگون چپ، راست، کج ومعوج، موبوکراتيک و غوغاسالار، سيستم های مديريتی کشور ما نيز در حال تزلزل، تبدل و ناپايداری قرار گرفت و هر وزير، رئيس و مديری که در رأس هراداره روی کار آمده، بدون هيچ ملاحظه، مصلحت و در نظرگرفتن شايستگی ها، دست به تغييرات و تبدلات مديران و کارمندان زده و کسان و نزديکان خود شانرا ولو بدون هيچ شايستگی در رأس شعبات مقرر نموده و حتی باعث ايجاد بی نظمی، کمکاری، فساد، رشوه خواری، مردم آزاری و سائر مفاسد ديگر شده اند.

  از طرف ديگر، در نظام های آموزشی مثل پوهنتون ها و انستيتوت های مسلکی نيز آنگونه که نياز جامعه احساس می شود، مديران، به شکل تخصصی تربيه نشده و اکثر درس ها از همان نوت ها و برداشت های بسيار کهنه و قديمه به خورد محصلين داده می شود که به هيچ وجه پاسخگوی نيازهای مبرم جامعهء کنونی ما نبوده، نيست و نخواهد بود.
 
   زيرا، همين پائين بودن کيفيت سطح آموزشی در ارگان های تعليمی و تحصيلی ما و راه يافتن افراد کم سواد، نامتخصص و ضعيف الاداره در رأس ادارات، باعث شده است تا مقوله ای به نام شايسته سالاری، لياقت و صلاحيت مندی در کشور ما به کلی به باد فراموشی سپرده شود.

   يک رسم بسيار غير ستندرد و برخلاف معيارهای متداول جهانی که از ديرزمان تا کنون در کشورما چهره گشوده، اينست که مديران ما اکثراً بدون صلاحيت ها ومهارت های لازم، اما با واسطه ها، سليقه ها و لزوم ديد مقامات بالاتر، ناگهانی و به شکل خلق الساعه به پوست های بالای مديريت کشور ارتقاء مقام می يابند!!

   باز به محضی که برمسند چوکی تکيه می زنند،  ديگر تمام قدرت و تلاش و امکانات خويش را به خدمت می گيرند تا به هر نحو و قيمت ممکن، چوکی بدست آمده را در حيطهء قدرت خويش حفظ نمايند.

   در چنين بازار آشفته، مديران چوکی دوست، خواسته يا ناخواسته به راهی کشانده می شوند که سلامت، درايت و ارزش های مديريتی را به طاق نسيان گذاشته، به عوض مشوره گيری و نظرخواهی از افراد متخصص و آگاه و کارشناس، در جهت بهبود بخشيدن نحوه و روال کار اداره، ناگهان دستخوش محاصرهء افراد حرفوی قرار می گيرند.

   آنان روی انديشه، فکر و روحيهء مديران تازه تقرر يافته دقيقاً کار می کنند و در تلاش می افتند تا نقطه ضعف های آنان را کشف و يا در آنها نقطه ضعف هائی را بوجود آورده و پرورش داده و برجسته سازند. 

   آنگاه از همان راه به فکر و انديشهء شان رسوخ نموده، با مهارت های خاصی، تصميم و ارادهء آنان را در اختيار می گيرند.

   اگر فرضاً يکی از مديران موصوف از اطاعت حرفوی ها سرباز بزند، با سکرتر بانفوذش طرح رفاقت و گرمگيری می ريزند.

   خلاصه از هر راهی که ميسر گردد، انگيزه های خوش آيندی را يا به صورت مستقيم و يا غير مستقيم از طريق سکرتر ها در فکر و مغز مديران تازه وارد می دمند مبنی براينکه اين قبای زيبای مديريت يا رياست و يا وزارت فقط بر قامت و اندام جناب مستطاب که خياط روزگار صرف به برازندگی او دوخته است، می زيبد ولاغير!!

   وقتی نشئهء کاذب مقام ومنصب را بر روح وروانش دميدند، شايد اين سوال مطرح شود:

   پس اصل طرح چيست و برای حفظ شرايط و زرق وبرق موجود چه کار بايدکرد؟

   جواب داده خواهد شد که: ما می خواهيم برای دستبيابی به هدف، سلسله کارها و برنامه هائی روی دست گرفته شود تا اين چوکی و مقام برای ابدمدت در اختيار جناب شما قرار بگيرد.

    در قدم اول مدير يا وزير را واميدارند تا دست به جابجائی مهره ها بزند.
    زيرا برای رسيدن به هدف و تحقق آرمان ها، بايستی افراد دلسوز، اعتمادی، فعال و آگاه، در رأس شعبات گماشته شوند.

    مثل فلانی به فلان پوست، بسمدانی هم به آن پوست ديگر و همينطور ليست افراد مشخص و مورد نظر باند مهاجم در اختيارش قرار داده می شود.

   در اکثر جاها مشاهده می شود که تغييرات و تبدلات در اولين فرصت، با شدت تمام انجام پذيرفته است!!

   دلايل و توجيهات اين حرکت ناگهانی و نابهنگام هم از طرف مدير و اطرافيانش طوری عنوان می شود که ما می خواهيم اصلاحات قابل ملاحظه ای در سطح اداره جات بوجود آوريم!!

   در خلال اجرای طرح ها، آقای مدير کم کم با همان کانال خاص سازمان يافته پيوند خورده، خودش را دربست در اختيار افراد آن قرار داده، در درون اتاق های دربسته، با گردانندگان آن در خلوت نشسته، به خيال  رسيدن به هدف مطلوب، فقط به دهان آنان چشم می دوزد و بس!!

   دسيسه گران هم که دررشتهء به بيراهه کشاندن مديران، ازبسکه فرازونشيب های زيادی را طی کرده اند، از يک عمر تجربه و مهارت برخوردار اند، دور جناب مدير را به صورت تنگاتنگی حلقه زده، خط می کشند و اولين کاری که عملاً انجام می دهند، اينست که رابطهء جناب مدير را با سائر اهل اداره و ارباب رجوع قطع کرده، تمام افکار و نظرياتش را در قبض و اختيار خويش دسته بندی نموده، او را به هرطرف و هر بيراهه روی ها و استفاده جوئی هائی که خواسته باشند با سهولت تمام می کشانند!!

   در اين صورت مدير، از واقعيـت ها کاملاً به دور مانده، فقط منتظر می نشيند تا تمام راپور های خيريت را صرف  از کانال و زبان افراد باند متنفذ بشنود و بس.

   با اين حساب، ديگر انديشهء بهبود بخشيدن، اصلاح امور اداره و روحيهء خدمت گزاری به مردم از فکرو انديشهء جناب مدير به کلی رخت برمی بندد و صرف درحد شعار باقی خواهد ماند و ديگر هيچ!!

    سرانجام ادارهء منصوبه اش به يک بحران مديريتی غوطه ور می شود.

   آنوقت ديگر او اطلاع ندارد که در حوزهء مديريت، يا رياست و وزارتش چه می گذرد و کشتی سرنوشت او و اداره اش به کدام سمت و سوی در حرکت و يا لغزش است؟!!

   مدير در چنين شرايطی، چاره ای ندارد جز اينکه فقط دور خودش بچرخد، مشاوران آنچنانی را دررأس شعبات مربوطه بگمارد و چه بسی که چوکی ها را بنا به درخواست خود آنان، برای شان در بدل مبالغی به اجاره دهد.

   دراين صورت پرواضح است که آن ادارهء خريداری شده چه بر سر مراجعين خواهد آورد، ديگر خداوند متعال خودش بهتر ميداند وبس!

   همچنانيکه امروز نيز بخش وسيعی از نظام مديريتی ما با همين الگو معيار بندی و شکل گرفته است!!

   حتی ما عملاً مشاهده می کنيم که اکثر تغييرات و تبدلات کليدی بر محور های قومی، زبانی، واسطوی و بيش از همه به احترام بندل نوت بانک های دالری توسط سکرترها انجام می گيرند!!

   در چنين اداراتی که يک مشت افراد چاپلوس،  فريبکار، خائن، استفاده جو و فاسد دور مدير اداره را گرفته و اورا افسار زده، به هرطرف که خواسته باشند می توانند بکشانند، برای آنانی که به ايمان، صداقت، پشتکار، دلسوزی، وطن دوستی، خدمتگزاری پايبندی دارند، ديگر انگيزهء کاری باقی نمی ماند.

   امروز وقتی خوب دقت به عمل آوريم، ساختار مديريتی ما در يک حالت بحران ندانم کاری و بی کيفيتی عجيب و غريبی دست وپا می زند.

   بنا براين، به نظرما خواست و حق مردم و جامعهء درد رسيدهء ما اينست که حکومت افغانستان هرچه سريعتر در رفع اين بحران که تقريباً منشأ بحران های ديگر به حساب می آيد، گام های مؤثر عملی(نه شعاری) بردارد.

   درجريان يکی از ميزگردها، آقای افغانزی رئيس شبکهء تلويزيونی افغان اشاره ای داشت به يکی از وزراء که گفت يکتن از رؤسای مربوطه اش حتی در مدت هشت ماه تلاش نتوانسته بود به حضور جناب وزير مشرف شود.

   چنين برخورد های بی تفاوتانه ای از طرف وزير يا هر مديرديگری، نمايندگی از ضعف اداره و پيچيدنش در لاک باند هائی که فوقاً اشاره داشتيم، دارد.

   البته ضعف ها، ناتوانی ها و بی مسئوليتی های آنچنانی نه تنها در يک اداره، بلکه در سائر ادارات نيز بوفور مشاهده می شود که در اين مقاله ذکر بيشتر آن ها گنجايش ندارد.

   اما بايد به خاطر بسپاريم که با گماشتن مديران و وزيران ضعيف الاداره ، ضعيف الاراده و ضعيف النفس هيچ دردی از دردهای ملت رنج کشيدهء ما تداوی و ساکت نخواهد شد و حرکت و پويائی کشور و جامعهء ما راه  ترقی و تعالی را به طور مؤثری گام نخواهد زد.

   بنا براين، حکومت افغانستان که وارث اينهمه مشکلات و بحران های شديد پس از دوو نيم دهه جنگ، درگيری، ناامنی و ويرانی است،  وزيران و مديرانی را بايستی روی کار آورد که تقوا، تخصص، مديريت، پويائی، وطن خواهی، صداقت و قصد خدمت به منافع ملی و مردم را بدون تعصبات و محدود نگری های تبعيض آميز داشته باشند.

+ نوشته شده توسط نعیم تیمن Naeem Taiman در 2008/2/19 و ساعت 5 بعد از ظهر |

سـلـوک :

تعــریف : سلوک عبارت از یک سلسله فعالیت ها و حرکاتیست که بخاطر رسیدن به هدف از انسان سرمی زند.

براساس این تعریف حرکات وفعالیتهای ما بخاطری رسیدن به هدف می باشد واین گونه فالیت ها با هدف راسلوک یا کردارمی نامیم.

علمای روانشناسی سلوک بشررا به چهار دسته تقسیم کرده اند که عبارت اند از:

1 – سلوک ذهنی     2 – سلوک احساساتی     3 – سلوک اجتماعی     4  - سلوک حرکی

1 – سلوک ذهنی : آن دسته از کردار بشر را دربر می گیرد که بیشتر به فعالیتهای ذهن و عقل انسان تعلق میگیرد.

2 – سلوک احساساتی : آن دسته از کردار بشررا نمایش میدهد که مربوط به خوشی ، غم واندوه ، قهرو غذب ، کینه وحسادت ، ترس وشجاعت ، عشق و مسائل دیگرازاین قبیل می باشد.

3 – سلوک اجتماعی : مظهر روابط انسانها باهم دیگر می باشد که این روابط شاید حسنه باشد یا نباشد.

4 – سلوک حرکی : نوع دیگری ازسلوک بشراست که محصول آن همه صنایع دستی وحرفه هامی باشد دراین سلوک حرکات دست وپا برقراری هماهنگی بین عضلات وچشم نقش بارزوارزنده ای دارد.

 

 

+ نوشته شده توسط نعیم تیمن Naeem Taiman در 2008/2/19 و ساعت 4 بعد از ظهر |

قضات محاکم

 

ای محاکـم ایــنقــدر تــــرک عـــدالـت تـا بـــکی            ظلم بی غوری به این بیچاره ملت تا بکی

 

مـــرجع امیـد خلــق الله به ارض الـلـه تــــوئـــی            عالمی مایوس کردی این حسارت تا بکی

 

بـــره  بـــز گاو مـــرکب را به رشوت میگــیری             اینقدر پستی و دونی خساست تـــا بــکی

 

رشوت از ظالم و مظلوم هردو یکسان میگــیری            این تــــوازن در رشاء این عدالت تا بکی

 

فیصـله در نـفع هیچیک از خــصوم بـــیرون نشد           جانب دادگاهی دیگر این حوالت تا بــکی

 

غــائــب پــــولـــدار ذوالــید است در نــزد شـــما           بر خلاف شرع زنور این قضاوت تا بکی

 

بــر تــو باشــد حــفظ دیــن ایــن رهنمای مسلمین           خود خیانت میکنی ترک حراست تا بـکی

 

بــهــر ابــطال حقـــوقــی حــقـــه هــــــر بــیـنــوا           حیله بازی ها برای اخذ رشـــوت تا بکی

 

راشـــیان از رحــمــت خـــلاق عــالم بــی نصیب           خویشتن را میکنی مصداق لعنت تا بـکی

 

رشــوه مــــیگــیری حــکم ناقصت نقض مـیــشود           از گریبان تو دارند این خجالت تا بـــکی

 

فیصله های حق واضح گـرچه روزی روشن است          میکنی در روی آن بسیار دقت تــا بــکی

 

رحم شـفـقـت درعــبـــادالـلـه خـصال انــبــیـاســت           درمسلمانان مــظـلوم این عـداوت تابکی

 

آنکـــــه ما فــوق است از تنخای ماتحت میـــخورد          این چنین حوصله اندرکارجرعت تا بکی

 

مـــتکی بـــــــر مسـنــدی پیغمبری بــهــری خــــدا          از مقام زی شرافت این ا هانـت تا بــکی

 

ای ز دســتــت عالـــــمان دستش ســــوی آســـمان          خوف از عقبا نداری این شجاعت تا بکی

 

ای خــــدایا عجز زاری و نیازی ما بـــــــه تــست           این دعــای ما نمیگردد اجــــا بت تا بکی

 

ناظم گمنام نخواست افشای نام خویش را

 

ای محاکم از تو این رنج ملامت تا بــکی

 
شاعر گمنام

+ نوشته شده توسط نعیم تیمن Naeem Taiman در 2008/2/19 و ساعت 9 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


www.jame-ghor.com